تبلیغات
دنیای جنگ ستارگان - حقیقتی که دید شما را به کلی نسبت به Star Wars عوض می‌کند

امروز:

حقیقتی که دید شما را به کلی نسبت به Star Wars عوض می‌کند

شروع عملیات‌های ضد یوزان وانگ و بازپس‌گیری کوروسانت 

بعد از سقوط جمهوری جدید سیستم جدیدی با نام کهکشان متحد شده (Galactic Alliance) ایجاد شد و سران دنیاهای باقی‌مانده و مقاوم راهکارهای جدیدی برای مقابله با یوزان وانگ پیشنهاد دادند. یکی از اعضای کلیدی این نبرد گروه بازمانده‌های امپراتوری (Imperial Remnant) بودند که از اربابان امپراتوری سابق تشکیل می‌شدند و در نبرد با یوزان وانگ به نیروهای متحد کمک کردند. در سه جنگ قاطعانه که با نام عملیات سه‌گانه (Operation Trinity) شناخته می‌شود، متحدین پیروزی‌های قابل توجه بدست آوردند و در کنار آن با شکست‌های حیاتی و مخرب روبه‌رو شدند. هان سولو و لیا در کهکشان در جستجو برای پیدا کردن متحدین قدرتمند جدید برای مقابله با یوزان وانگ حرکت کردند. با تجدید قوا و تلاش‌های بوبا فت برای راه حیاتی نبرد برای بازپس‌گیری دنیاهای هسته کهکشان از جمله کوروسانت (که پس از تسخیرش با نام یوزانتار شناخته می‌شد) متحدین در نهایت برای حمله نهایی به یوزان وانگ آماده شدند.

tuf2_cover_japm
نبرد برای بازپس‌گیری کوروسانت

هر دو طرف بزرگ‌ترین نیروی ممکن را برای مقابله با یکدیگر جمع کردند و نبردی عظیم در سطح کوروسانت و در فضای اطراف آن در چندین جبهه شکل گرفت. کمک خائنین یوزان وانگ که از تباری متفاوت بودند باعث شد که متحدان با قدرت بیشتری در نبرد خودنمایی کنند. همه سفینه‌های متحدین از نقاط مختلف به سرعت نزدیک فضای کوروسانت شدند و بلافاصله شروع به شلیک کردن به سمت نیروهای یوزان وانگ کردند. جدای‌ها با استاد اعظم خود لوک اسکای‌واکر ملاقات و به سوی سیتادل در کوروسانت حرکت کردند تا ارباب یوزان وانگ را شکست دهند. جدای‌ها در حالی که جنگ شدیدتر و شدیدتر می‌شد به سیتادل ارباب شیمرا نفوذ کردند و لوک اسکای‌واکر در نبردی او را شکست داد.

supreme_overlord
نبرد لوک‌ اسکای‌واکر با ارباب بزرگ یوزان وانگ شیمرا

با تبعید باقی‌مانده نژاد یوزان وانگ نبرد پایان می‌پذیرد و صلح بالاخره برقرار می‌شود. در نظر داشته باشید که در طی این داستان‌ها کهکشان تقریباً به طور کامل نابود شد و جمهوری جدید هم از قدرت به کنار رفت. صدها میلیارد نفر کشته شدند و بسیاری از نژادهای کهکشان منقرض! حتی جدای‌ها هم باری دیگر در مسیر زوال قرار گرفتند اما در نهایت با سختی‌های زیاد و تلفات فراموش‌نشدنی و تمامی تاریکی‌هایی که متحدین پشت سر گذاشتند، یوزان وانگ شکست خورد؛ یوزان وانگی که مدت‌ها (دهه ها!)‌ در بیرون از کهکشان مشغول برنامه‌ریزی این تهاجم بوده است و یوزان وانگی که میس ویندو در پیشگویی‌های خود به آن اشاره کرده و سقوط کوروسانت و جمهوری را در رویاهایش دیده بود. اما این شکست به این آسانی‌ها بدست نیامد. در واقع اگر سیاره اصلی آن‌ها یعنی Zonama Sekot توسط لوک و دیگر جدای‌ها پیدا نمی‌شد و اگر شورشی‌های داخل امپراتوری یوزان وانگ نبودند، پیروزی در برابر آن‌ها امکان پذیر نبود. پیدا شدن تصادفی این سیاره در پایان کتاب‌های آخر بود که باعث شد متحدین شانسی برای پیروزی داشته باشند؛ شانسی که به هیچ‌وجه روی آن حساب نکرده بودند.

البته نمی‌توانیم بگوییم که متحدین در این نبرد پیروز شدند! اتفاقی که در پایان این کتاب‌ها افتاد یک آتش‌بس از جانب دو طرف بود و یوزان وانگ‌ها در واقع خود را تبعید کردند تا فرهنگ خود را در ظلمت تنهایی با خودشان تقویت کنند. جرج لوکاس این داستان‌ها و رمان‌ها را در وادی Canon می‌دانست و خود اعلام کرده بود که ادامه رسمی داستان دنیای استاروارز است. حال می‌خواهیم حقیقتی مطرح کنیم که در نهایت می‌بینیم با داستان و موضوع کلی مجموعه نوشته شده توسط خود جرج لوکاس هم برابری می‌کند و پاسخ بسیاری از سوالات را می‌‌دهد.

لرد سیدیوس یا صدراعظم پالپاتین، ناجی دنیا! (چرا پالپاتین امپراتوری را بوجود آورد؟)

آیا پالپاتین یا لرد سیدیوس امپراتوری را فقط برای طمع قدرت ایجاد کرد و یا برای اینکه میراث سیث را زنده نگه دارد؟ به این سادگی‌ها هم نیست! برای درک این موضوع باید دید درست‌تری نسبت به شرایط جمهوری قبل از ظهور امپراتوری داشته باشید. مجلس کوروسانت با فساد پر شده بود و همان‌طور که جرج لوکاس در فیلم‌هایش نشان داد هیچ‌کاری در آن به درستی صورت نمی‌گرفت و صرفاً جنبه تبلیغاتی و تشریفاتی داشت. حتی شورای جدای هم کار خود را به درستی انجام نمی‌داد و بجای اینکه نگه دارنده توازن صلح در میان این سیستم‌ها باشد، با جهت‌گیری خود در نبرد کلون‌ها و دخالت‌های سیاسی‌اش شرایط را برای همه سخت‌تر کرده بود. حتی سران این شورا نتوانستند سیث را که در جلویشان بود تشخیص دهند. بیاد دارید که به غیر از ناوگان دفاعی، جمهوری هیچ نیرو و ارتش خارجی برای مبارزه با جدایی‌طلب‌ها نداشت؟ حالا در نظر بگیرید که اگر یوزان وانگ قبل از این اتفاقات به کهکشان حمله می‌کردند و دیگر ارتشی از کلون‌ها برای مقابله با آن‌ها نبود چه اتفاقی می‌افتاد.

در رمان Outbound Flight نوشته تیمونی زان، پالپاتین از یک سفر فضایی به خارج از کهکشان جلوگیری می‌کند. چیس‌ها (The Chiss) که یکی از نژادهای کهکشان هستند، از ورود موجودات فضایی بیگانه به کهکشان خبر دادند اما آن‌ها هم نمی‌دانستند که این موجودات چه تهدیدی خواهند بود. پالپاتین توضیح می‌دهد که دلیل نابود کردن این سفینه‌ها که از این سفر فضایی جلوگیری کرد این بود که در نقاط دور با آن «موجودات فضایی قدرتمند، بیگانه و شدیداً متخاصم» روبه‌رو نشوند که تهدیدی بر کل کهکشان خواهد بود. این اتفاقات همه برمی‌گردد به ۵ سال قبل از شروع نبرد بین جمهوری و جدایی‌طلب‌ها! در این کتاب اشارات زیادی وجود دارد که مشخص می‌کند این موجودات فضایی در واقع همان یوزان وانگ‌ها هستند.

نیمودیان، برعکس دوریانا فرصت را غنیمت نمی‌شمارد و دوریانا از دریاسالار تراون می‌خواهد که آن‌ها ماموریت اصلی خود را انجام دهند و همین‌طور درخواست می‌کند که لرد سیدیوس و تراون به طور مستقیم با یک‌دیگر صحبت کنند. سیدیوس توضیح می‌دهد که پروژه Outbound Flight و جدای‌ها تهدید بزرگی برای جمهوری به شمار می‌روند – بخصوص که این پروژه آن‌ها را به خانه تخمین زده شده یک امپراتوری بسیار قدرتمند و متخاصم فضایی می‌برد. (نام آن مشخص نمی‌شود، اما مشخص است که آن‌ها یوزان‌ وانگ‌ها هستند.) ماموران سیدیوس وجود این امپراتوری را چند سال قبل مشخص کردند و از آن پس او نهایت تلاش خود را کرده تا دنیاهای هسته کهکشان را برای تهاجم اجتناب‌ناپذیر آن‌ها آماده کند. اگر سفینه‌های Outbound Flight زودتر به این موجودات برسند، آن‌ها هم زودتر از وجود کهکشان باخبر می‌شوند و تهاجم سریع‌تر اتفاق می‌افتد. تراون تهدید سیدیوس را جدی می‌گیرد و برای کمک کردن به دورایانا و کای در نابودکردن پروژه Outbound Flight موافقت می‌کند. 

– بخشی از داستان رمان

senator_palpatine

خیلی از آمریکایی‌ها (که البته این باور به صورت جهانی هم وجود دارد) مجموعه استاروارز را اثری می‌شناسند که سیستم جمهوری و کارآمدی آن را تبلیغ می‌کند و بر علیه دیکتاتوری یا امپراتوری است. اما شاید اینطور نباشد! پالپاتین انسان باهوشی است. چرا؟ زیرا او بود که با نقشه فدراسیون را بر علیه جمهوری شوراند و نبرد دو جبهه را برای بدست آوردن قدرت صدر اعظم در مجلس آماده کرد. همچنین او بود که در نهایت تمامی کهکشان را بر علیه جدای‌های به اصطلاح «خائن» متحد کرد و آن‌ها را به نابودی کشاند. وقتی که امپراتوری شکل گرفت، مطمئن باشید که پالپاتین برای مقابله با این شورشی‌ها دست به ساخت سفینه‌های عظیم نابودگر ستاره (Star Destroyer) و حتی ایستگاه فضایی قدرتمندی چون ستاره مرگ (Death Star) نزد و برای همه این کارها هدف دیگری داشته است.

همین ستاره مرگ را دوباره در نظر بگیرید. ساختن یک سلاح که سیاره‌ای را به طور کل نابود می‌کند،‌ آن هم برای مقابله با شورشی‌های پراکنده کاری احمقانه به نظر می‌رسد. پالپاتین هم همیشه فرد باهوشی بوده و ممکن است ظالم باشد، اما هیچ‌وقت او از خود کارهای سادیستیک بروز نمی‌دهد! در اینجا فلسفه یک قدرت مطلق (Ruling Body) مطرح می‌شود که توجیه همه دیکتاتورهای تاریخ است. البته باید اعتراف کرد که امپریالیسم هم در بعضی مواقع جواب می‌دهد و می‌تواند از پیچیدگی‌های سیستم دموکراتیک جلوگیری کند. فلسفه استاروارز هم دقیقاً همین مسئله است. پالپاتین هم مانند میس ویندو از حمله اجتناب‌ناپذیر یوزان وانگ مطلع بود و می‌دانست که باید خود قدرت را در دست بگیرد تا کهکشان را برای مقابله با آن‌ها و جلوگیری از نابودی کامل همه موجودات زنده آماده کند. (چرا که یوزان وانگ فقط به خود اهمیت می‌دانند و در صدد بودند تمامی موجودات زنده غیر از خودشان را نابود و به عبارتی کهکشان جدید را مانند کهکشان قبلی در تسلط کامل خود در آورند و فقط خودشان در آن حضور داشته باشند.)

اشتباه پالپاتین چه بود؟

اشتباه پالپاتین در این میان این بود که شورشی‌ها را دست کم گرفت. با پیروزی شورشی‌ها و متفرق شدن نیروهای امپراتوری دیگر هیچ ارتش یا نیروی دفاعی برای نگه‌داری از نظم و صلح وجود نداشت و قدرت همه فرقه‌ها و گروه‌ها تضعیف شده بود. با جنگ‌هایی که بین امپراتوری و شورشی‌ها در می‌گیرد، نیرویی که پالپاتین مدت‌ها برای مقابله با یوزان وانگ‌ها جمع کرده بود تضعیف و برنامه او هم با شکست روبه‌رو می‌شود.

swinvasion1-fc
ایستادگی لوک اسکای‌واکر در برابر وانگ‌ها

این دیگر در دنیای داستانی استاروارز به سادگی یک فرضیه نیست و با شواهد پراکنده تمام این سری به یک حقیقت تبدیل می‌شود؛ حقیقتی که هنوز بسیاری از طرفداران نمی‌دانند. دیگر موضوع بر سر نبرد خیر و شر نیست! دیگر نمی‌توانیم به سادگی حق را به شورشی‌ها و انقلاب شکل گرفته بر علیه امپراتوری بدهیم و باید این را در نظر بگیریم که اگر پالپاتین در قدرت می‌ماند و تا ۲۰ سال بعد از نبرد اندور که به امپراتوری پایان داد، حکمفرمایی می‌کرد، کهکشان کاملاً برای مقابله با یوزان وانگ‌ها آماده بود و جان هزاران میلیارد موجود زنده و هزاران دنیای کهکشان در امان می‌ماند و موجودات زنده آن رو به نابودی و انقراض نمی‌رفتند. در واقع پیروزی متحدین را در The New Jedi Order می‌توان به سادگی به شانس ربط داد که سیاره اصلی یوزان وانگ‌ها را پیدا کردند که در غیر این صورت پیروزی در نبرد ممکن نبود.

مسلماً حالا که این حقیقت را می‌دانید، دیدتان به کلی نسبت به دنیای استاروارز عوض شده است!

بله، ما هم چنین شرایطی را تجربه کرده‌ایم! بهتر است به گوشه‌ای بنشینید و دوباره تمامی اتفاقاتی که در طی این مجموعه عظیم افتاد را در نظر بگیرید. آیا پالپاتین واقعاً آن شخصیت شروری بود که فکرش را می‌کردیم؟ برای اطلاعات تکمیلی در مورد جنگ یوزان وانگ به این لینک مراجعه کنید: The Yuuzahn Vong War (جنگ یوزان وانگ)


نوشته شده در : سه شنبه 17 مرداد 1396  توسط : مانی زحمتکش .    نظرات() .

میترا
پنجشنبه 30 شهریور 1396 08:35 ق.ظ
بسیار وبلاگ خوبی دارید، لذت بردم، براتون آرزوی موفقیت و پیروزی دارم و امیدوارم همیشه سلامت و شاداب باشید.
بهگل
سه شنبه 17 مرداد 1396 12:20 ب.ظ
سلام عزیزم وبلاگ خیلی قشنگی دارید آیا دوست داری وبلاگت را به هزاران كاربر اینترنت معرفی كنید

همین امروز لینك خود را ثبت كنید تا 1000 بازدید رایگان فقط تا آخر سال دریافت كنید
پاسخ مانی زحمتکش : بیشین بینیم بابا ک.س............ک.و.ن.ی جن.ده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر